|
هوالاول و الاخر
مطالعات آرامگاهی در ایران
1- تحقیقات و فهرستی از آرامگاههای تاریخی ایران
(این سایت
صرفا"تحقیقاتی است و و ابسته به آرامگاه ها و یا گروه های خاصی نیست)
یادبود یکصدمبن سالگرد مشروطه
عكسهاي
قدیمی را نگاه می کنم و
در احساس مطبوعی فرو میروم.
مردان
بلند قامت و بلند همتی میبینم که با
تفنگ و لباس و کلاه بلند در برابر دیوارهای بلند ایستاده اند و آن دورها کوه های بلند,
سهند وسبلان ودماوند.
... آری در این سرزمین کوتاهی نیست. اینجا بلندای تاریخ است.
بیشتر نگاه می کنم خیره می شوم کم کم
حافظه ام شکل می گیرد
و دوباره
به یاد می آورم عکسها جان می گیرند
. صداها بلند می شود.
گلوله ها میدرخشد و از گلوها فریادها در کوی و برزن میپیچد
..."ما
عدالتخانه می خواهیم..."
راستي از نگاه کردن به
عکسهای گذشتگان یا لمس کتب خطی و مطالعه مجلات قدیمی یا مروری بر گورستان قدیمی
چه احساسی دارید؟ آیا احساسی مثل
لمس تاریخ ؟
آیا این همان احساس پیوستگی و تسلسل به
اصل خویش نیست؟ همان بازجستن روزگار وصل؟
کتاب را می بندم و بدنبال رد پائی دیگر
می گردم راستی آرامگاه و مزار این مردمان کجاست؟ نشانی می گیرم اینجا آنجا به
تخت فولاد
اصفهان,
امامزاده عبدالله,
ابن بابویه, امامزداه قاسم,
امامزاده اسمعیل,
شاه عبدالعظیم و دهها جای دیگر و هر جا که نشانی دادند.
...
اما افسوس که کاغذ پوسیده عکسها
ماندگارتر از سنگهای ستبر آرامگاهها بود
و دريغ
که نشان چندانی باقی نیست.
بعد از وفات,
تربت ما در زمین مجوی
در سینه های محرم عارف مزار ماست
گالري عكس از آرشيو
خبرگزاري فارس
(بمناسبت یکصدمین سالگرد مشروطه)
مقدمه:
در ابتدا قرار بود فهرستی از آرامگاه ظهیرالدوله و شرح حال
هنرمندان خفته در آن خاک را در این سایت بیاوریم اما
به قول دوستی که گفت: همه جای ایران سرای منست و هر گوشه ای از این خاک محرم مردان بزرگی است که در آغوشش خفته اند. تصمیم گرفتیم که هر کجا
نشانی از بزرگانی یافتیم در حد توان ذکر کنیم که الفقیر بالقدر الاستطاعه
اما لزوما" شاید این افراد معروف هنرمند و دانشمند نباشند. شاید کشاورزی یا صنعتگری ساده بوده
اما توانسته شهرتی در روستا یا شهر خود بدست آورد و در خطه خود نام آوری
باشد. و امروز نام او تنها به مزارش زنده است.(1)
به هر حال در این سایت علاوه برشناسایی
آرامگاه ظهیرالدوله - به بررسی امامزاده طاهر - قطعه هنرمندان بهشت زهرا -
امامزاده عبدالله همچنین معاریف تخت فولاد اصفهان و برخی جاهای دیگر (
البته به مرور) خواهیم پرداخت.
اما بخاطر تنوع فراوان درآرامگاه ظهیرالدوله
و ارتباط تاریخی و هنری آن و شخصیت والای خود
ظهیرالدوله مطالعات بیشتری در این حوزه صورت گرفته است. و
تیمنا" اسم سایت نیز ظهیرالدوله انتخاب شده است.
از شما هم خواهشمتدیم اگر در
منطقه زندگی شما آرامگاه های تاریخی وجود دارد در صورت امکان از آن
عکس و آمار تهیه و برای ما ارسال دارید. تا در این سایت
به اسم خود شما آنرا ثبت کنیم.
(1) مثلا" قبر یحیی
استاد تار ساز معروف (هوانس آبکاریان) اخیرا" بعد از نزدیک 60 سال در
جلفای اصفهان توسط یک دختر دانشجو کشف شد.
سیمترولوژی یا دانش آرامگاه شناسی:
|
 |
 |
 |
 |
 |
|
آرامگاه ابراهیم پسر پیغمبر (ص) |
آرامگاه حلیمه دایه پیغمبر (ص) |
آرامگاه
بقیع |
آرامگاه وادی السلام نجف با مساحت
بیست کیلومتر مربع بزرگترین آرامگاه جهان |
سیمترولوژی
(Cemeteriology)
یا آرامگاه شناسی یک آرامگاه را بررسی کرده و هویت اصلی آنرا در بسیاری جهات
شناسائی می کند مانند اطلاعات آماری درمورد سن و سال متوفیان متوسط عمرهای آنان
ـ تعداد زنان و مردان و کودکان ـ علل فوت ـ آمار مشاهیر چون هنرمندان ,
سیاستمداران , دانشمندان , ورزشکاران و...همچنین مشخصن نمودن توپوگرافی و
موفعیت آرامگاه ـ تعیین نوع و اشکال مختلف سنگهای قبور ـ تعیین پوشش گیاهی و
نوع درختان منطقه ترسیم نقشه و بخشهای مختلف آرامگاه
همچنین
ذکر تاریخ و اقوال مختلف و داستانهای مربوط به آن آرامگاه و خلاصه هر اطلاعاتی
که بتواند هویت واقعی یک آرامگاه را ترسیم نماید.
سیمترولوژی را نه میتوان باستانشناسی
(Archeology) و نه نشانه شناسی
(Iconology)
نامید اگرچه باستانشناسان گاهی ناخنکی هم به آرامگاهها زده باشند
به طور اختصار میتوان
گفت که باستانشناسان و مورخین آرامگاهها را صفحاتی از کتاب تاریخ میدانند اما
آرامگاه شناسان تاریخ را صفحاتی از کتاب آرامگاهها میدانند بعبارت دیگر آرامگاه
شناسان حق حیات را بعد از مرگ انسان از او سلب نمی کنند و نام و نشان او را
برای همیشه زنده نگاه می دارند...
اما افسوس که امروزه
بسیاری آرامگاههای پرارزش رو به ویرانی است و بسیاری هم در دست تغییرات زمان از
صورت آرامگاه در آمده و تبدیل به شلوغ
بازاری شده!
نمیدانم شاید تبدیل به
خیابانی یا بازارچه ای شده باشند و گسترس شهری آنها را بلعیده باشد و
اکنون زیر بار سنگین خروارها
آهن و بتن دفن گردیده و
آرزوی صلوات و فاتحه رهگذران را برای همیشه بگور برده باشند.
به هر روی هدف
ما
پرداختن به مبانی سیمترولوژی نیست که این را کتاب جداگانه ای باید. اما همین
قدر در مقدمه اکتفا کردیم تا خوانندگان را با برخی اصلاحات آشنايي
داده باشیم. انشاء الله در آینده
ضمن تحقیقاتی که برای آرامگاه 3000 ساله تخت فولاد اصفهان شده در این باب بیشتر
سخن میگوییم .
آرامگاه شناسي
جزء
برنامه درسی برخی مدارس جهان:
امروزه در برخی مدارس معتبر جهان برای
آشنائی بیشتر دانش آموزان با تاریخ زندگی مردمانی که پیشتر زندگی می کردند و
حفظ ارتباط معنوی با آنها و همچنین درک حقیقت مرگ و زندگی تورهائی را برای
مدارس پیش بینی کرده اند که جزء برنامه درسی دانش آموزان است. دراین بازدیدها
دانش آموزان گزارشهائی را از وضعیت آرامگاهها و افرادی که در آنجا مدفون هستند
را تهیه می کنند. در این برنامه های معلمین سعی می کنند تا طرز تلقی دانش
آموزان را از آرامگاهها تغییر دهند تا علاوه بر آموزشهای مختلف پیوستگی آنها را
با گذشتگاه محفوظ دارند.
و آنها را به ریشه ها و شجره خود آشنا کنند.
ونیزآشکار است که درک واقعی حقیقت مرگ و
زندگی و آموزش از زمان کودکی اثرات نیکوئی در جامعه ظاهر می سازد مثل پرهیز از
ظلم و رواج نیکوکاری و کمک به همنوعان.
زیارت قبور نیز در فرهنگ ما ایرانیان
جایگاه ویژه ای دارد و
روان پورسیتاری (یاد نیاکان
در زبان پهلوی)
ارج نهاده شده ائمه معصومین
نیز سفارش اکید دارند که چه در شادی و چه در غم
به زیارت مقابر باید رفت تا از اثرات معنوی این کار نه غمها ما را ناتوان کند و
نه شادیها ما را مغرور نماید.
در
صفحات بعد نمونه گزارش بازدید
دانش آموزان یکی از دبیرستانهای آمریکا از آرامگاه بزرگ 300 هکتاری اسپرینگ
گروو Spring
groove عینا" آورده می شود.
(برای پرهیز از تطویل کلام و کاستن
از صفحات اضافی از ترجمه متن خودداری شده و تنها چکیده ای از مطالب ذکر
خواهد گردید.)
از آنجا که آرامگاه شناسی
یکی از منابع علم انساب یا شجره نویسی است لا جرم مختصری در این باب توضیح
میدهیم.
علم انساب یا شجره نویسی:
(جمع آوري
اطلاعات براي شجره نامه نويسي)
افتخار
به نياكان و پيشينيان و سعي در حفظ هرآنچه كه ما را به نوعي مرتبط با گذشته
خانوادگي مان مي كند , يك حس طبيعي و موثر درشناسايي و حفظ فرهنگ و هويت قومي
است . در واقع هويت امروزي ما بر اساس كمك و معاونت اجدادمان و بر اساس داشته
هاي به ارث رسيده از آنها طي قرون متمادي , شكل گرفته است و بر همين اساس هر
خانواده تاريخ مربوط به خودش را دارد.
علم
انساب و شجره نامه شناسي يكي از شاخه هاي تاریخ
نگاري محلي مي باشد كه از گذشته دور در كشور ما وجود داشته و علما و دانشمندان
زيادي از طريق روشهاي خاص خود سعي نموده اند كه تاريخچه و شرح حال خاندانهاي
مختلف را شناسايي و به رشته تحرير درآورند.اين رشته بعدها تطورات زيادي يافت و
به شاخه هاي متعددي مانند علم انساب كه دربردارنده نسب قبايل و سلسله هاي محلي
است , علم حديث كه دربرگيرنده زندگينامه محدثان است , مزارات كه در خصوص مدفن
بزرگان است , تذكره ها و ... تقسيم گشت كه از موضوع بحث ما خارج است.
امروزه
بر خلاف گذشته كه فقط شجره نامه خاندانهاي مشهور و ثروتمند مورد علاقه بود,
برخي از مورخين علاقه مند به محلي نگاري در پي روشهايي هستند كه از طريق آن
بتوان اطلاعات مربوط به خانواده هاي مختلف را جمع آوري كرده و در يك آرشيو
اختصاصي نگهداري نمود. شكي نيست كه چنين آرشيو هايي براي بررسي ريشه هاي فرهنگي
يك جامعه و كالبد شكافي برخي از عادات اجتماعي اقوام به چه ميزان داراي اهميت
بوده و مورخين را به نتايج جالب توجهي مي رساند. نمونه چنين كاري از سالها قبل
در برخي از كشورهاي اروپايي شروع گشته است.آنها مراكزي را تحت عنوانF.R.C
(Family records center)
تشكيل داده و همه خانواده ها را تشويق به نگهداري اسناد خانوادگي خودشان در اين
مراكز مي كنند.
در
كشور ما نيز از دير باز علم انساب در بين برخي از علما وجود داشته و براساس
آنها شجره نامه امامزادگان و حتي سادات معاصر را تعيين مي نمايند.
اما قبل ازپرداختن
به روشها ناگزير از بيان دو ضرورت اساسي در اين راه هستم. يكي صبر و استقامتي
است كه پويندگان اين راه و محققان مي بايست واجد آن باشند و ضرورت دوم كه به
نظر نگارنده بسيار مهم و اساسي است همانا توليد احساسي مشابه احساس تحقيق
شوندگان است . به مفهوم ديگر ممكن است كه در طول تحقيق و جستجو به مواردي از
رفتار و عادات گذشتگانمان برخورد كنيم كه ما را شوكه كرده و به تعجب وادارد. به
همين لحاظ مي بايست اين توانايي و حس را در وجودمان ايجاد كنيم كه تا حد ممكن
خود را هم عصر نياكانمان فرض كرده و سعي كنيم مقتضيات زمان و مكاني كه اجدادمان
را به چنين عملكردهاي شگرفي واداشته است درك كنيم.
_
اولين قدم براي جمع آوري
اطلاعات انجام مصاحبه است كه از آن به عنوان تاريخ شفاهي
(Oral History
) ياد مي كنند. به
اين منظور مي بايست با همه اعضاي خانواده در مورد گذشتگان و نياكانمان مصاحبه
كرده و طي اين گفتگو , كه حتما آنرا ضبط و ثبت مي كنيم , سعي نماييم كه همه
اطلاعات ممكن را از طريق گفتگو با آنها به دست آوريم . از هيچ نكته اي نبايد
چشم پوشي كرده و همواره اين مسئله را در نظر داشته باشيد كه طي اين مرحله به
تفسير و يا گزينش مطالب نپردازيد و سعي كنيد تا حد ممكن كليه اظهار نظرها را
جمع آوري كرده تا بعدا در مراحل بعد به كمك اسناد و مدارك راهنما و روشهاي علمي
آنها را پالايش كنيم.
_
سپس سعي نماييد
كليه القاب و عناوين و هرآنچه را كه به نوعي تداعي كننده شاخصه هاي خاندان شما
هستند , جمع آوري كنيد . توجه نماييد كه اين القاب و عناوين مبين دلايل محبوبيت
, موفقيت , كاميابي و يا ناكامي خانواده شما هستند . اگر در اين راه به القاب
يا اسامي غير معمول برخورد كرديد آنها را كم اهميت در نظر نگرفته و در صدد حذف
آنها نباشيد . به ياد داشته باشيد كه اكثر پدربزرگها و مادر بزرگهاي ما تا همين
اواخر بي سواد بودند و شايد حيرت ما از برخورد با اين عناوين غير معمول ناشي از
اين دليل باشد.
_
در مرحله بعد كليه افسانه
هاي قديمي و داستانها و اشعار محلي را كه مربوط به خانواده شما مي شود جمع آوري
كنيد. شايد بپرسيد كه ارزش اين مجموعه در يك كار علمي تا چه حد است؟ بايد گفت
كه اكثر داستانها و افسانه ها و حتي اشعار و دوبيتي هاي محلي براساس حوادث
واقعي كه زماني اتفاق افتاده است شكل گرفته اند و تنها گذر زمان و قوه تخيل
اجدادمان بوده كه آنها را تذيين كرده و پيرايه بسته است . البته ذكر اين نكته
كوتاه ضروري است كه در ادامه راه مي بايست اين داستانها به كمك ديگر اسناد
پالايش گردد.
_
آلبومهاي خانوادگي
يكي ديگر از مهمترين منابعي است كه كمك فرآواني در روشن شدن تاريخ خانواده و
شناسايي اجدادمان مي كند. هرچند صنعت عكاسي از دوران ناصرالدين شاه وارد ايران
شد ولي برخي از خانواده هاي مشهور از نقاشان زمان خود براي ترسيم تصاويرشان كمك
مي گرفتند و به همين لحاظ شايد بتوان مجموعه اي از عكسهاي خانوادگي تشكيل داد.
_
اگر در خانواده كتب قديمي
بخصوص كتب ديني مقدس مانند قرآن داريد , آنها را نگهداري و بررسي كنيد. از قديم
در خانواده هاي ايراني مرسوم بوده كه اطلاعات مربوط به خانواده را در پشت جلد
قرآن يادداشت مي كردند. برخي از مهمترين اطلاعاتي كه از اين طريق مي توانيد به
دست آوريد شامل تاريخ ولادت و مرگ اشخاص , قسم نامه ها و امان نامه ها ,
عهدنامه هاي خصوصي , وقف نامه ها , نذورات و ... مي باشد . مشاهده مي فرماييد
كه چه اطلاعات ذيقيمتي را از اين طريق مي توانيد به دست آوريد.
_
هر چند كه ممكن است به
مذاقتان خوش نيايد , ولي حتما قسمتي از برنامه شما اين باشد كه سري به گورستان
بزنيد تا هم فاتحه اي نثار روح گذشتگانتان كرده و هم اطلاعاتي از آنجا جمع
آوري كنيد. بخصوص اگر خانواده شما در نقطه خاصي مانند امامزاده يا زيارتگاه
ديگري داراي مقبره خصوصي باشند. گاهي اطلاعات درج شده بر روي سنگ قبرها مي
توانند بسيار كارگشا باشند و از آنها مي توان به مانند سندي براي تاريخ تولد و
مرگ , نام پدر و مادر و اجداد , علت مرگ و... استفاده نمود
_
به عنوان آخرين و مهمترين
توصيه هر آنچه را كه فكر مي كنيد به نوعي با تاريخ اجداد شما در ارتباط باشد
حفظ كنيد اين اسناد ممكن است شامل مواردي چون تكه هاي روزنامه , آگهي هاي تبريك
و تسليت , مدارك تحصيلي و اجازه اجتهاد , قباله هاي ازدواج و اسناد خريد و فروش
, خاطرات و وقايع نگاشتها , برات ها و حواله جات , القاب و علائم نظامي , اسناد
انجمن هاي قديمي , دوبيتي ها و اشعار محلي دست نويس , اشيا و ابزاري مانند
شمشير و خنجر كه بر روي آنها تاريخ و يا نوشته اي حك شده است و .... باشد.
http://asnad-doc.blogfa.com/8501.aspx
امامزاده اسمعیل قلهک:
|
عاقبت بینی تو هم روی
کسی |
گر نشینی بر سر کوی کسی |
عاقبت زان در برون آید
سری |
گفت پیغمبر که چون کوبی
دری |
|

|
به یاد دارم که سالها پیش زمانی که کودک
بودم برای رفتن به مدرسه از امامزاده ای با صفا عبور می کردم که آنروزها نگین
درخشانی در محله زرگنده قلهک
بود بنای امامزاده در آن
سالها, قدیمی و یادآور
معماری سبک خاص امامزاده های منطقه قصران خارج (شميران)
بود از همان امامزاده هائی که ضریح چوبی و کهنه آن با بوی مخصوص شمشاد و در
محوطه نیمه روشن و ساکت فرصتی می داد که به هیچ چیز فکر نکنی و آزاد شوی گوئی
اگر دستت به ضریح گیر نداشت
كنده
می شدی و پرواز میکردی
امامزاده پر از قبرهای جورواجور بود از
بچه,
زن ومردو گاهی هم قبرهای قدیمی و کهنه که شکسته و بی نام و نشان از یادها
رفته بودند.
هنوز برخی را میتوانم از گوشه های
فراموشخانه ذهن
به یاد آورم مثل:
مزار جوانی که از کوه سقوط کرده بود ـ
آرامگاه خاندان جزایری ـ خدیجه طفل دو ماهه
- سنگ بلند وستبر گرانیت که مزار یحیی
دولت آبادی مولف کتاب تاریخی حیات یحیی بود
ویا دکتر محمود نریمان شهردار دهه سی که معاون و مشاور و
ازاقوام دکتر مصدق بوده که اکنون مزارش تبدیل به دکه فروش پفک و نوشابه
شده و ديگر ملكتاج خانم
هم شبهاي جمعه به زيارت قبر او نمی آید.
(1). وخلاصه دهها مزار دیگر
که هرکدام را سرنوشتی دیگر بود...
آري ارتباط ما کودکان در آن سالها با این
آرامگاهها ارتباطی ترسناک نبود
ازخواندن سنكهاي قبور
مبهوت ميشديم و با بچه هايي كه درخاك خفته بودند خاكبازي ميكرديم.
بارها تصمیم داشتم که فهرستی از این
آشنایان خاموش تهیه کنم سالها گذشت نمی دانم شاید
30
سال. تا روزی که بلدوزرها همه را از میان بردند. امروز امامزاده
كوچك ما
در صحن و سرائی
بتنی و سنگین
در
میان پارک
زرگنده مغموم و تنها نشسته
و ديگراز زمزمه تهلیل و فاتحه رهگذرانش خبری نیست
و صدای کلنگی هم برای دفن مومنین بر نمیخیزد اما
هیاهوی کودکانی را ميشنوي
که
در پارک تازه ساز از سرسره بالا و پائین
می روند و
آلاکلنگ بازی می کنند.
(1) قصه عشق نریمان به همسرش
ملکتاج روزگاری نقل مجالس بود واخیرا" کتاب رمان بنام
"دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد" توسط انتشارات نیلوفر و به قلم
شهرام رحیمیان چاپ شده است.
|
گالری تهامی در میدان
بهارستان با سابقه یک قرن در عرضه عکسهای قدیمی ایرانی
Tel. 33119518

|
|
بهادر خریدار عکس - کتاب-
اسناد و سازهای
قدیمی
e m a i l :
>>>
bahador_T @ hotmail .
com |
|
|